تبليغاتX
افسانه و اسطوره
 
افسانه و اسطوره
 
 
پیرامون فرهنگ و ادب فارسی با نگاهی ویژه به افسانه شناسی
 
 

گزیده ای از فرهنگ واژه های کاربردی درهندوییسم :

 

 

تصویر روی جلد کتاب فرهنگ واژه ها ی کاربردی در هندوییسم


 


 


 

 

 

 

 

 

 

 

بهره ی ششم :

 

** نوشتاری که پیش رو دارید، گزیده ای از برگردان فارسی نخستین بخش های کتاب فرهنگ واژه های کاربردی در هندوییسم تألیف کارل ورنر است که تا امروز بیش از نیمی از آن را از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده ام. گمان دارم که دیدگاه های شما خوانندگان گرامی در پی انتشار گزیده هایی از بخش های نخست این دفتر در این وب نوشت می تواند کمک شایانی در پالودن و هر چه ویراسته تر شدن این برگردان تا پیش از انتشار آن در بازار کتاب باشد. 

 

 

** اهـیـمـگـسـا ahimsa :

 

 

بی گزندی، بی زیانی.

 

آن چه به هنگام مرگ دیگران، آنان را از شر و بدی، چه در کلام و چه در اندیشه دور نگاه می دارد. این باور از بینش منتقدان نخستین و بیرون از عقاید و سنن رایج "ودایی" سرچشمه گرفته و رفته رفته تبدیل به بخشی از آیین ها و مهارت های " جین ایسم"، "بودیسم" و یوگا" شده است ( مانند نخستین "یاما" از "آستانگا یوگا"ی "پاتانجالی" ) و با گذشت زمان بر بخش گسترده تری از "هنوییسم" تاثیر گذاشته و موجب رواج گسترده و همه گیر "گیاه خواری" و رها سازی قربانی کردن جانوران شده  است.

 

 

** اهـیـر بـودنـیـا Ahirbudhnya :

  

"مار ِ بزرگ ِ اعماق". نام "ودایی" دیگری برای"وریترا" است که بیانگر اندازه و ابعاد جهان نهفته ی پیش از آفرینش است.

 

بعد ها به عنوان صفتی برای "شـیـوا"، خداوند قادر متعال نیز به کار برده شده است.

 

 

** ایـراوآتـا، ایـرآوانـا Airavata, Airavana :

 

فیلی سفید با چهار عاج، یکی از آفریدگانی که در پی تلاطم و به کف آوردن دریای فراخ خدایان، در وجود آمد.

 

"ایندرا" او را برای سواری گرفتن پسندید و به هنگام خیزاندن باران ها بر پشت او سوار شد و از هم این روی او شریک و همکار ابر ها در خیزاندن باران ها است.

 

 

** اجـا aja :

 

نازاده. یکی از تعابیر "ودایی" برای نیروی برتر یا نهانی که پشتیبان حقیقت است و بعد ها با نام "برهمن" یا "آتمان" شناخته می شود.

 

بز، بزغاله. بز ویژه قربانی که پیش از آغاز تشریفات مراسم قربانی کردن به تیرک ویژه ی بستن قربانی، بسته شده باشد.

 

 

** اجـآ  Aja :

 
( نازاده ی مونث ) نام دیگری برای "مایـا".

 

اجـآ شاکتی : نیروی نازاده ( نام دیگری برای "اجآشاکتی" ) . در اسطوره شناسی " شاکتی" ( که همسنگ با "تریمورتی" های "پورانی" است ) برای آن سه شکل با نام های گوناگون تصور می شود که عبارتند از : "مـهـآ سـاراسـواتـی" ( نماینده ی آفرینش )، "مـهـآ لـاکـشـمـی" ( نماینده ی نگهبانی و محافظت )، "مـهـآ لـاکـی" ( نماینده ی تباهی و ویرانی ).

 

 

** آجـا اکا پـآد Aja Ekapad :

 

  

( بزی که یک پایش بلندتر از دست ها و پای دیگرش است ). یکی از خدایان "ودایی" که غالبا با نام "پشتیبان آسمان" از او یاد می شود. او مفاهیمی چون : نیزه ی "ایندرا"، محور و بنیان جهان، آفرینش گیتی، مفهوم دیگر واژه ی "آجا" به عنوان سرچشمه ی نازاده ی جهان، هم وندانی را که همراه با تیرک قربانی می روند و جانوران ویژه ی قربانی را در خود می آمیزد. به نظر می آید که او بدین گونه، مراحل گوناگون آفرینش را به عنوان یک قربانی گیتایی و بی هیچ نیروی ماورایی، نماد پردازی می کند.

 

بیکران، لایتناهی.

 

آن که هنوز خود-دوست است.

 

نیروی بیکران نازاده. ( مقایسه شود با : "پوروشا" ) که نگهدار همیشگی جهان است، حتی پس از آن که آفرینش، آشکار شدن و در وجود آمدن جهان را تایید می کند و به اثبات می رساند.  

 

این یاد آور داستانی است که "ایندرا"، پس از آن که بهشت و زمین را از یکدیگر جدا کرد، نیزه ی خود را چون دیرکی حایل و نگهدار بهشت قرار داد.

 

همچنین به پیوستگی به پنداره های دیگری پیرامون محوریت "موندی" نیز اشاره دارد که درست چون شاخه ای ارتباطی میان زمین و بهشت در سراسر جهان آفرینش کشیده شده است و به نوعی بیانگر فراخنای جهان ماورایی و جهان پدیده ها است.

 

 

** اجـانـتـآ Ajanta :

 

مکانی است معروف در نزدیکی "اورانگابادا" که معبد و غاری مقدس، متعلق به هندوان در آن واقع شده است و پیشینه ی آن به سده ی ۲ پ.م  تا سده ی ۷ م. باز می گردد. "اجانتا" همچنین از نگاه پیکر نگاری خدایان هندویی شایان توجه است.

 

 

** اجـیـتـا کـشـاکـامـبـالـی Ajita Keshakambali :

 

 

( ۵۰۰ پ. م. )  "ناستیکا" و "لوکایآتا"، از فلاسفه ی ضد مذهب و ماده گرا که باور دارند همه چیز تنها آمیزش و ترکیبی از چهار آخشیج است ( خاک، باد، آب و آتش ) که این عناصر پس از مرگ از میان رفته و دیگر وجود نخواهند داشت.

 

 

** آجـی ویـکـا Ajivika :

 

 "ناستیکا" ( که منکر باور ها و آداب "ودایی" است. )، مکتب فلسفی و مدرسه ی "جبر گرایان" که محتملا ً از حدود سده ی ۷ پ.م وجود داشته و در سده ی ۵ پ.م جایگاهی برجسته داشته است. آموزش های این مکتب شامل این نکات است : اصالت چهار آخشیج، نگرش جوهری و دیدگاهی مبنی بر این که سرنوشت آفریده گان در زندگی های پیاپی ( تناسخ )، پی آمد "تقدیر" ( سانسکریت : "نیاتی" ) است. و این که هر کس در زمانی مقرر و پس از گذراندن دوره هایی از زندگانی پیاپی که همگی از پیش تعیین شده اند، به پایان محنت های خویش خواهد رسید.

 

 

** آجـنـآ Ajna :

 

( فرمان ).

 

"چاکرا" : مرکز معنوی در جسم لطیف ( روان )، واقع در میان ابرو ها. بر پایه آموزه های "کوندالینی" در روش های یوگا، شکل آن مانند یک گل نیلوفر آبی با دو گلبرگ متصور شده است.

 

 

** اکـالـا akala :

 

بی منهتا، یکی از القاب "برهمن".

 

 

** اکـالـا Akala :

 

یکی از نام های "برهما".

 

 

** آکـآشـا Akasha :

 

فضا، جا.

 

اثیر. ( جسم قابل ارتجاعی که فضا و حتی فواصل میان ذرات اجسام را پر کرده و وسیله ی انتقال روشنایی و گرما می شود. )

 

گاهی نیز به عنوان پنجمین، به چهار آخشیج یا "عناصر کبیره" ( خاک، آب، باد و آتش ) افزوده می شود که آن، شکل دهنده ی  حقایق مادی است.

 

 

** آکـشـارآ akshara :

 

فساد ناپذیر.

 

همنهند ( مولفه ی ) "a" در سانسکریت.

 

"ا ُم" به منزله ی آوای فساد ناپذیر و نامیرا.

 

اسم علامت و مشخصه ی "برهمن".

 

 

** آکـشـارآ Akshara :

 

نامی برای خدای "وآک".

 

 

** الـاکـشـمـی Alashmi :

 

ایزد بانوی بد اقبالی.

 

خواهر بزرگتر "لاکشمی".

 

 

** الله آباد  Allahabad ( Ilahabad)  :

 

نگاه کنید به "پرایاگآ".

 

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 10:53 بعد از ظهر  به خامه ی  میثم ارشدی  | 
 

 

فریدون جنیدی

      دين و آيين های مذهبی در ايران باستان               

       سخنرانی فریدون جنیدی

 

 

 

 

فايلی که در پی آمده است سخنرانی " فریدون جنیدی" ، سرپرست و گرداننده ی "بنیاد فرهنگی نیشابور"، پیرامون "دین وآيين های مذهبی در ايران باستان" می باشد كه در زنجیره نشست های "فرهنگ و تمدن ایران باستان" در "مجموعه ی فرهنگی -- هنری تهران" به تاریخ ۴/۱۲/۱۳۸۴ برگزار شده است.

 

 

دریافت فایل

 

(حجم فایل : 3.23MB)

(زمان : ۷۷ دقیقه )

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 8:1 بعد از ظهر  به خامه ی  میثم ارشدی  | 

 

گزیده ای از فرهنگ واژه های کاربردی درهندوییسم :

 

 

تصویر روی جلد کتاب فرهنگ واژه ها ی کاربردی در هندوییسم


 


 


 

 

 

 

 

 

 

 

بهره ی پنجم :

 

** نوشتاری که پیش رو دارید، گزیده ای از برگردان فارسی نخستین بخش های کتاب فرهنگ واژه های کاربردی در هندوییسم تألیف کارل ورنر است که تا امروز بیش از نیمی از آن را از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده ام. گمان دارم که دیدگاه های شما خوانندگان گرامی در پی انتشار گزیده هایی از بخش های نخست این دفتر در این وب نوشت می تواند کمک شایانی در پالودن و هر چه ویراسته تر شدن این برگردان تا پیش از انتشار آن در بازار کتاب باشد. 

 

  

** آدیـا شـرادهـا  Adya-Shradha :

 

جانشینی برای آیین های خاکسپاری و سوگواری مرده گان، که در طول زندگانی یک فرد برگزار می شوند.  این آیین ها را کسانی برگزار می کنند که یا فرزند ذکوری ندارند تا آیین های خاک سپاری و مراسم سوگواری را پس از مرگ ایشان بجای آورد و یا به هر روی گمان می کنند که ایشان چنین مراسمی را پس از مرگ ایشان برگزار نخواهند کرد. 

  

** آگـامـا  Agama :

 

ورود، حضور.

 

فراگیری، به دست آوردن، استفاده.

 

 انباشتن، اندوختن، جمع آوری چیز های بسیار در یک دوره زمانی مشخص.

 

** آگـامـاس  Agamas :

 

نام تألیفات یک فرقه است، شامل اصول فلسفی، حماسه ها، رزم نامه ها و اسطوره ها، که پیرو یا مکمل کتاب های مقدس  پیشینیان است. پیروان آموزه های تألیفات این فرقه، این تألیفات را "الهام" خدایان دانسته اند و از آن ها با نام "ودای پنجم" یاد کرده اند.

 

از این تألیفات تنها "شـیـواس آگـمـاس" در همه جا این واژه را در عناوین خود حفظ کرده است، ولی از نوشته های مقدس "وایـشـنـاوا" بیشتر با عنوان "سـامـیـتـاس"، و از بن نوشته های "شـاکـتـی" با بیشتر با عنوان "تـانـتـارا"ها نام برده می شود.

  

** آگنی  agni :

 

آتش.

 

یکی از چهار آخشیج ( "خاک"، "آب"، "هوا" و "آتش" به همراه "فضا" یا "جا" و یا برخی دیگر چیز ها که گاه به عنوان پنجمین آخشیج به آن ها افزوده می شود ) یا نیروها و قوای طبیعی که اساس جهان را تشکیل داده اند. 

 

** آگـنـی  Agni :

 

ایزد آتش، به ویژه آتش فدیه و قربانی.

 

این ایزد، خود "کاهن" پیشگاه خدایان و همچنین میانجی (واسطه)، میان خدایان و پیروان ایشان است.

 

** آگـنـی چـایـانـا  agnicayana :

 

آیین و تشریفات آماده سازی "ودی"، یعنی آماده سازی مهراب، قربانگاه یا آتشدان برای انجام مراسم قربانی.

 

 

** آگـنـی هـوتـرا  agnihotra :

 

فدیه و پیشکش به آتش.

 

تشریفات مذهبی روزانه ی خانگی بر پایه باور های ودایی که در آن بیشتر ترکیبی از "شیر"، "روغن" و" آماج (جوشیر) ترش" به آتش پیشکش می شود.

 

** آگـنـی کـولـا  Agnikula :

 

دسته ای از "راجـپـوت" ها که نژاد خویش را از "آگنی" (آتش) بر فراز کوه "ابو" فراچنگ آورده اند. ( متمایز با آنانی که خاستگاه شان را وابسته به ماه یا خورشید می دانند ).

 

این افسانه ممکن است از تشریفات مراسم "آتش برهمنی" سرچشمه گرفته باشد که از آیین ها و تشریفات دینی جنگاورانی است که پس از یورش، در کشور ساکن و فرمانروای بخشی از آن شدند و سپس تر به پایه و شأن "کـشـاتـریا" ارتقاء پیدا کردند، که بدان وسیله به فرمانروایی ایشان مشروعیت داده شد.

 

** آگـنـیـشـتـوما   agnishtoma :

 

پیشکش کردن "سـومـا"، آیین و تشریفات "ودایی" با اهمیت و پیچیده ای که برگزاری آن معمولا پنج روز به درازا می انجامد.

 

** اهـام بـرهمـاسـمـی  aham brahmasmi :

 

"من برهمن هستم" ( BU ۱،۴،۱۰ ).

 

یکی از چندین گزارش "اوپانیشاد"های کهن  که بعد ها  "اندرز های  بزرگ" نامیده شد ( سانسکریت : mahavakyas ).

 

فلسفه ای "ودایی" که بیانگر "وحدت ذاتی"  میان فرد و سرچشمه ی الهی حقیقت است. شاید اصلیت و آغاز آن به تجربه ها و تمرین ها ی روحی طاقت فرسا و خرد کننده ای باز گردد که روشن بینان و دانایان "اوپانیشادی" انجام می داده اند. زمانی که ایشان در انجذابی که در پی مراقبه ( سانسکریت : dhyyana  ) به ایشان دست می داده است، دریافته بودند که "من" حقیقی ایشان، همان درک صوری ایشان از "خویشتن" در زندگی روزمره نیست بلکه آن، درونی ترین و ژرف ترین جنبه ی "نفس" ( سانسکریت : atman ) ایشان است و در عمق آن انجذاب، ایشان با خدا یکی هستند ( وحدت وجود ). بعد ها و در بسیاری موارد، حتی در میان ساده ترین پیروان هندویسسم نیز این باور که خداوند در ژرفنای قلب و جان هر فردی حضور دارد به عنوان باوری عمیق و پابرجا مورد توجه واقع شد.

 

** آهـانـکـارا  ahankara :

 

"من - خالق". ( سانسکریت )

 

"من – هستم – چگونگی". ( سانسکریت )

 

"خود" یا "نفس" بودن.

  

** آهـی Ahi :

 

مار بزرگ، ابلیس.

 

نام "ودایی" دیگری برای "ورّ تـرا"، اژدها یا دیو تاریکی و لختی (سکون) ( و نابسامانی و آشفتگی پیش از آفرینش ).  

 

این نام برای نامیدن دیو "رآهـو" نیز به کار برده شده است، دیوی که در فواصل زمانی معینی، "ماه" را فرو  می برد ( می بلعد ) و نگهدارنده ی آب هایی است که با نیزه ی "ایندرا"  رها و پخش می شوند. 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 9:55 بعد از ظهر  به خامه ی  میثم ارشدی  | 
 


گزیده ای از فرهنگ واژه های کاربردی درهندوییسم :

 


تصویر روی جلد کتاب فرهنگ واژه ها ی کاربردی در هندوییسم


 


 


 


 


 


 


 


بهره ی چهارم :


** نوشتاری که پیش رو دارید، گزیده ای از برگردان فارسی نخستین بخش های کتاب فرهنگ واژه های کاربردی در هندوییسم تألیف کارل ورنر است که تا امروز بیش از نیمی از آن را از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده ام. گمان دارم که دیدگاه های شما خوانندگان گرامی در پی انتشار گزیده هایی از بخش های نخست این دفتر در این وب نوشت می تواند کمک شایانی در پالودن و هر چه ویراسته تر شدن این برگردان تا پیش از انتشار آن در بازار کتاب باشد.   


** آدی شـانـکـارا Adi-Shankara :


شانکارا، به عنوان نماینده ی اصلی و نخستین "آچاریا" ی (نک. آچاریا) مدرسه ی فلسفی "ادوایتا ودانتا" بوده است. که به جهت تمیز دادن نام او از نام جانشینان و اخلافش که نام او را به عنوان لقب یا کنیه به همراه دارند، به این نام خوانده می شود.


** آدیـتـی Aditi  :


بی کرانه، بی نهایت و لایزال.

 

یکی از کهن ترین خدایان و ایزد بانوان ودایی.

 

نماینده ی بی کرانگی "قادر مطلق متعال" (Transcendent Absolute).

 

این ایزد بانو، مادر تمامی مردان، خدایان و دیگر آفریدگان دانسته شده است. (نک . RV. ۱, ۸۶, ۱۰ و AV. ۷, ۶۱).

 

ایزد بانوی نگهبان ( حامی ) و راهنمای پیمان بندان ( صاحبان نذر ) و شهبانوی قانون جاوید.   (نک.  AV. ۷, ۶, ۲. و  VS. ۲۱, ۵.).

 

بعد ها و در نوشته های به جا مانده، از او با عنوان "زمین مادر" و "ماده گاو کیهانی" نام برده شده است، ولی نمود وسیمای حقیقی او هرگز به نمایش در نیامد و تنها، اشاره ی به زهدان باردار او شد، بی آن که گفته شود کدام بخش از جهان از او به بار آمده است.

 

این ایزد بانو کانون یکی از کهن ترین اسطوره های ودایی آفرینش است ، پیش از او هیچ پدیده ای در هستی پدید نیامده بود و او بیانگر سرچشمه ی بیکرانگی جهان مبهم پیش از آفرینش ( فرزندان او ) است. این حقیقت، خود بیانگر کارکرد هوشمندانه و زیرکانه ی او در نقش یک ایزد بانو ( باروری ) در هنگامه ی نهفتگی جهان آفرینش است. که نه تنها موجب سرگشتگی فلاسفه نشد ( چون تؤری پلاسمای اتمی که در اختر فیزیک آن را "بیگ بنگ" می نامند )، بلکه نشانه ی هوشمندی او در کارکرد یک ایزد بانو دانسته شد. هوشمندی و ذکاوتی که هم در طراحی و هستی بخشیدن به جهان پیش از آفرینش و هم در آفرینش و زادن جهان آفریدگان دیده می شود. 


نخستین فرزند او  "آدیـاتـاس" بود که بعد ها در شمار یکی از "داشکا"ها شد و سپس" آدیتی" خود دختر او شد. بدین گونه او خود در جهان، آشکارا و به عنوان یک ایزد بانو تجلی کرده و زاده می شود و به ایفای نقش در تاریخ اسطوره ای جهان نو آفریده می پردازد. این شاید نخستین اشاره ای باشد که تا کنون به حکمت و چگونگی بنیان آفرینش به دست خدایان شده است.


** آدیـتـیـا Aditya :


پسر "آدیتی".

 

بیشتر به معنی "پسر"، به عنوان یک "خدا" کاربرد دارد.

 

صورت جمع این واژه به معنی گروهی شش، هفت یا هشت تایی از خدایان است.

 

بهترین و نزدیک ترین فرزندان به "آدیتی". فهرست های گوناگونی از نام های فرزندان "آدیتی" در دست است که در نوشته ها،بیشتر از ایشان نام برده شده است : "وارونـا"، "مـیـتـرا"، "آریـامـان"، "بـهـاگا"، "داکـشـا"، "امـشا". از دیگر فرزندان او که در برخی نوشته ها به آن ها اشاره شده میتوان به : "دهـاتـار"، "ایـنـدرا"، "ویـواسـتـا" یا "سـوریـا" اشاره کرد. در زمانه های "پس-ودایی" شماره ی ایشان تا دوازده افزایش پیدا می کند که هر یک با ماهی از سال پیوند دارند.


** ادوایـتـی advity :


 بی همتا، بی جفت.


** ادوایـتـا ودانـتـا   Advaita Vedant :


دستگاه فلسفی استادانه و پیچیده، با نوعی نگاه وحدت گرا و معتقد به تنها یک حقیقت یا گوهرغایی که برخاسته از "اوپانیشاد"ها است و بهترین نمونه برای آن، "شـانـکـارا" است.

 

آموزه هایی برخاسته از "اوپانیشاد"، پیرامون ماهیت و اصلیت جهان و مردم، که آن را سرچشمه ی حقیقت به عنوان یک "کلیت"، و ماهیت سر آغاز مردمان و دیگر چیز ها ( آن چه در "اوپـانـیـشـاد" ها برابر با "برهمن"= "آتـمـان" از آن یاد شده است ) دانسته است. در تفاسیر و آموزه های این مکتب فلسفی، "برهمن" به عنوان شالوده و تنها گوهر حقیقی در هستی معرفی می شود که جز او و بدون او هیچ حقیقت دیگری وجود ندارد. آشکارا کردن جهان ( شامل مردمان ) به دست "برهمن" امری گمراه کننده، غیر واقعی و اشتباهی محض است که توسط اذهان نادان بر "برهمن" تحمیل شده است. درست به مثابه ی آرمان گمراه کننده ای از وجود "مار" در ذهنی نادان، که با دیدن ریسمانی در هوای گرگ و میش و به واسطه ی ماهیت خارجی ریسمان آن را با "مار" اشتباه می گیرد. ( مقاسیه شود با : "آدیـاسـا" ). از آن جا که ذهن و اندیشه به خودی خود امری غیر واقعی است و خود بر "برهمن"  عارض است، باز این "برهمن" است که به عنوان شالوده و تنها گوهر حقیقی هستی، به وجود آن اعتبار می بخشد. گفت و گو بر سر دلیل یا انگیزه ی ساخت چنین دروغ عظیمی از آفرینش جهان به وسیله ی این اذهان نادان در جاهای گوناگون هیچ گاه به انجام نخواهد رسید، مگر آن که آن را نوعی بازی یا مسابقه ی خدایان بدانیم. ( مقایسه شود با : "لـی لـا" ) 


** ادیـآر Adyar :


در اصل جزیره ای است در شرق "مدراس" که امروزه در حومه ی شهر قرار دارد.

 

مسند و مرکز فرماندهی "انجمن عرفانی".


 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 3:16 بعد از ظهر  به خامه ی  میثم ارشدی  | 
 

گزیده ای از فرهنگ واژه های کاربردی درهندوییسم :

 

 

 

تصویر روی جلد کتاب فرهنگ واژه ها ی کاربردی در هندوییسم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بهره ی سوم :

 

** نوشتاری که پیش رو دارید، گزیده ای از برگردان فارسی نخستین بخش های کتاب فرهنگ واژه های کاربردی در هندوییسم تألیف کارل ورنر است که تا امروز بیش از نیمی از آن را از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده ام. گمان دارم که دیدگاه های شما خوانندگان گرامی در پی انتشار گزیده هایی از بخش های نخست این دفتر در این وب نوشت می تواند کمک شایانی در پالودن و هر چه ویراسته تر شدن این برگردان تا پیش از انتشار آن در بازار کتاب باشد. 

 

 

** آدهـی بـهـاوتـیـکـا Adhibhautika :

 

وابسته به "قوای جـبـّاره" یا "چهار آخشیج" ( نک. عناصر، چهار آخشیج ).

 

این جهانی،گیتایی ( دنیوی ).

 

عـَرَضی،محسوس.

 

گزارش ( تفسیر،تـأویل ) اسفل از سه گزارش "ودا"ها بر پایه ی (بخش) "نیروکتا"ی "یاسکا".

 

** آدهـی دایـویـکـا Adddhidaivika :

 

وابسته به خدایان.

 

وابسته به یزدان شناسی ( الهیات ).

د

ومین گزارش ( تفسیر،تـأویل ) از سه گزارش "ودا"ها بر پایه ی ( بخش ) "نیروکتا"ی " یاسکا".

 

** آدهـیـکـا مـاسـا Adhika  masa :

  

سی امین.

 

افزوده،کبیسه.

 

ماه قمری که پس از  گذشت هر سی ماه قمری به سالشمار ( تقویم ) هندوان افزوده می شود تا تفاوت یازده روزه ی سال های شـمـسی و قـمـری را پوشش دهـد. آن را "مـالا مـاسا" ( ماه معیوب ) نیز می نامند که در آن برگزاری برخی مراسم ها روا نیست، چون زناشویی ( ازدواج ) که نباید در این ماه به انجام برسد.

 

کسانی که در انجام پیمان ها ( نذر ) و یا خویشکاری های (تکالیف،وظایف) خویش فروگذاری (اهمال،مسامحه) کرده اند، برای جبران فروگذاشت هایشان باید که در این ماه بر تلاش و کوشش و ممارست خویش در انجام خویشکاری های دینی شان بیافزایند.

 

** آده واریـو Adhvaryu   :

 

برهمن در "یاجور ودا".

 

کاهنی پیشرو ( پیش نماز ) که با راهنمایی "هوتار" و با زمزمه کردن سرودی در خور از "یاجور ودا"، آتش و آوند های ( ظروف )  ویژه ی قربانی کردن جانوران در مهراب و قربانگاه را بر پا و آماده می سازد.

 

** آدهـی آسـا Adhyasa :

  

تحمیلی، زاید.

 

اِسناد و انتساب دروغین ( کاذب ) { مانند اشتباه گرفتن یک ریسمان با یک مار، در گرگ و میش هوا }.

واژه ی است در فلسفه ی "ادوایتی" که می کوشد تا هستی جهان را به گونه ای دیگر و به عنوان فریب و حجابی بر تنها حقیقت راستین که به "برهمن" شناخته می شود، و معلول نادانی و جهل است شرح دهد.

 

** آدهـی آتـمـان Adhyatman :

  

واژگون ساختن.

 

جان ِ ( روح ) اعلا.

 

حقیقت مجرد و مطلق.

 

** آدهـی آتـمـیـکـا Adhyatmika :

 

وابسته به خویشتن یا وابسته به گوهر و ذات هستی.

 

ذاتی، جـبـّلی، جدایی نا پذیر.

 

روحانی، مینـُوی.

 

مطلق، سـَره.

 

صوری، اعتباری.

 

بالا ترین گزارش ( تفسیر ) از سه گزارش "ودا" ها بر پایه "نیروکتا"ی "یاسکا".

 

** آدی Adi :

 

آغاز.

 

سرچشمه، بکر.

 

پیشین، بسیار کهن، باستانی.

 

کهن الگویی، مربوط به صورت ازلی.

 

** آدی بـودا Adi Budda  :

 

صورت تشخـّص داده شده ی مبادی متعالی روشنگری در "ماهایانا" و "نوشتار های بودایی تانتریک".

 

** آدی گـِرَنـتـث Adi Granth :

  

یا : "گـِرَنـث سآحـیـب". کتاب مقدس "سیک" ها که تا سال ۱۶۰۴ م. در "معبد طلا پوش امریستار" نگهداری می شد.

 

** آدی نـآتـثـا Adinatha :

 

"خداوندگار نخستین".

 

در "جین ایسم" : جایگاه و نقش  نخستین "تـیـرثـانـکـارا".

 

در مکتب "نـاثـا" : شیوا به عنوان "سیدا"ی اعلی و یا نخستین آموزگار "یوگا" به عنوان یکی از راه های رسیدن به کمال.

 

** آدی پـورانـا Adi-Purana :

  

بیشتر با "برهما پورانا" یکی دانسته شده است.

 

** آدی شـاکـتـی Adi Shakti :

 

کارمایه و نیروی نخستین و بسیار کهن جهان.

 

واژه گان هم خانواده ی "شـاکـتـی" در سرچشمه ی اصلی گزارش های "پـراکـریـتـی"، مشخصه ی فردی ایزد بانوان را نمایندگی می کنند.

 

 |+| نوشته شده در  شنبه 5 اسفند1385ساعت 10:9 بعد از ظهر  به خامه ی  میثم ارشدی  |