تبليغاتX
افسانه و اسطوره - شهریاری پیشدادیان ـ بهره ی نخست : کیومرث
 
افسانه و اسطوره
 
 
پیرامون فرهنگ و ادب فارسی با نگاهی ویژه به افسانه شناسی
 

 

کیومرث در فارسی، گیومرت یا گیومرد در پهلوی و گیومَرَ تَن در اوستا نام نخستین نشانه ی پیدایی مردم در جهانشناسی اساطیری مزدیسنان و نخستین شاه در شاهنامه است.

 واژه ی گیومرث در زبان اوستایی از دو بخش گَیَ (جان ، زندگی) و مَر ِ تَنَ (پیرو مرگ، مردنی) ساخته شده است که بر روی  هم به زنده ی میرا برگردانده می شود.

کیومرث در اوستا:

در فرهنگ واژگان اوستا در پی نام کیومرث چنین آمده : نخستین کسی که پدیدار شده و همه ی کسان از او پدیدار شده و گروه آدمی فرزندان او می شوند. معنی درست واژه ی کیومرث پیدایش جان در جهان است. 

این گونه پیداست که در یکی از نسکهای گم شده ی اوستا(ی ساسانی) به نام چهرداد سرگذشت کیومرث همگی آمده بوده است. خوشبختانه گزیده ای از این نسک در نامه ی پهلوی دینکرت آمده که امروزه به دست ما رسیده است. از کیومرث در اوستا با بارزه ی (صفت)  نخست اندیش نام برده می شود چرا که نخستین کس بود که پیام اهورامزدا را دریافت کرد.

کیومرث در متون فارسی میانه:

در نامه های پهلوی آمده است که هُرمزد کیومرث را در گاهنبار ششم(ششمین و آخرین دوره ی آفرینش)آفرید و این آفرینش هفتاد روز به درازا انجامید. بلندای کیومرث شش نای، و درازا و پهنای او به یک اندازه بود.کیومرث سه هزار سال پس از آفرینشش بی جنبش بود و خویشکاری(وظیفه) دینی انجام نمی داد ولی به آن می اندیشید. تا این که اهریمن به همراهی دیوان بر جهان تاخت و کیومرث از آن پس فنا پذیر شد.کیومرث پس از آن تازش تا سی سال بزیست. چون کیومرث بمرد بر جانب چپ افتاد و تخمه(نطفه) او بر زمین ریخت. ایزد نریو سنگ نگهبانی دو سوم از آن و ایزد سپندارمذ نگهداری یک سوم از آن را بر عهده گرفت. از تخمه ی کیومرث نخستین جفت مردمان به شکل دو شاخه ی ریواس روییدند. از این دو جفت به نام های گوناگونی یاد شده است : مشی و  مشیانه، مشیگ و مشیانگ، مرد و مردانه و ........تمام مردم از فرزندان مشی و مشیانه هستند.

شادروان مهرداد بهار چنین نوشته است که این اسطوره، اسطوره ای نو تر است و به پس از کشف فلزات باز می گردد. در اسطوره ای کهن تر( وابسته به مردمان هند و ایرانی) جم و خواهرش نخستین زوج مردمان به شمار آمده اند.

کیومرث در شاهنامه:

کیومرث در شاهنامه نخستین پادشاه دانسته شده است که سی سال بر جهان شهریاری می کرده است.در شاهنامه نیز مانند نامه های پهلوی به کوه نشینی وی اشاره شده است:

که چون نو شد او بر جهان کدخدای 

                                    نخستین به کوه اندرون ساخت جای

افزون بر این او کسی است که  پلنگینه(به معنای همگانی تر،  پوست جانوران)  بر تن می کرده است و کشاورزی هم در زمان شهریاری او آغاز می شود:

سر بخت و تختش بر آمد به کوه           پلنگینه پوشیده خود با گروه

                                          ..................

از او اندر آمد همی پرورش              که پوشیدنی نو بُد و نو خورش

پس از شاهنامه دیگر چندان نامی از کیومرث در ادبیات فارسی نمی بینیم. وی هرگز به شهرت شهریاران بزرگ پس از خود چون جمشید و فریدون نرسید.

در شاهنامه و دیگر نامه ها کیومرث فرزندی دارد سیامک نام که به دست اهریمن( در زمان شهریاری کیومرث) کشته می شود.

 ..............................................................................

پانویس:

بهار،مهرداد.  پژوهشی در اساطیر ایران

دوستخواه،جلیل.   اوستا: کهن ترین سروده های ایرانیان(گزارش و پژوهش از جلیل دوستخواه)

فردوسی.    شاهنامه به تصحیح مصطفی جیحونی

بهرامی،احسان (به یاری فریدون جنیدی)   فرهنگ واژه های اوستا 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 8:37 بعد از ظهر  به خامه ی  میثم ارشدی  |