افسانه و اسطوره
 
 
پیرامون فرهنگ و ادب فارسی با نگاهی ویژه به افسانه شناسی
 

 

چکیده :

 

کیانیان یا کـَویان دومین دودمان پادشاهی در اسطوره‌های ایرانی ‌اند. لقب سران کیانی کـَوی بود و از این رو بدین نام خوانده می‌شدند. کویان در زمان پیش از تاریخ بر ایران خاوری فرمان می‌راندند.

 

کی قباد از دیگر پادشاهان اساطیری ایرانیان و نخستین شهریار کیانی است . کی قباد پادشاهی اش رابا یاری زال و رستم به دست آورد .

 

 

کی قباد در اوستا و نوشته های پهلوی :

 

از زنجیره ی کیانیان در اوستا با نام های  کـَوَیَ ، کـَوی ، کـَوَن  یاد رفته است. در پی نوشت این واژه ها در فرهنگ  واژه های اوستا می خوانیم :

 

« زنجیره یا رشته ی دوم ایرانیان باستان، زنجیره ی کیانیان، پادشاهی کیانی. که پس از پیشدادیان آمدند، کهن ترین پادشاهی.» ( فرهنگ واژه های اوستا. بهرامی، احسان. به یاری فریدون جنیدی. نشر بلخ. ص ۳۶۶)

 

واژه ای که در پیش ِ بیشتر نام های شهریاران کیانی، چون کی قباد و کی کاووس و کی خسرو و ...... آمده است؛ همین پاژنام ( صفت ) است که در بالا به آن اشاره رفت.

 

 

** زامیاد یشت، نوزدهمین یشت از اوستا با نام های : کیان یشت و خـُوَرنـَه یشت ، برابر با یشت ِ ویژه ی خـُوَرنـَه یا فـَرَ نیز نامیده شده است که در بزرگداشت و ستایش فـّر کیانی سروده شده است.

 

 در زامیاد یشت، کرده ی ۱۰ ، بند های ۷۰ تا ۷۲ چنین می خوانیم :

 

۷۰

می ‌ستاییم  فَــّر ِكیانـی ِ نیرومندِ مزدا آفریده ی بسیار درخشنده، زَبَردست، پرهیزگار، چابك و كارآمد را، كه سرآمد همه ی آفریدگان است.

 

۷۱

فرّی كــه بـه «كی قـبـاد» پیوسـت و بـه «كی ‌ا َپـیـوَه» و بـه «كی كاووس» و بـه «كی‌ آرش» و به «كی ‌پـَشین» و به «كی ‌بیارَش» و به «كی ‌سیاوش» پیوسته بود.

 

۷۲

آن گـونه كـه آن كـیانـیان، هــمـه چالاك، هــمـه پهلوان، هـمـه پـرهـیــزگـار، همه بزرگ ‌منش، همه چابك و همه بی‌باك شدند.

 

 

** از کی قباد در اوستا با نام  کــَواتَ  یاد رفته است. در پی نوشت واژه کـَواتَ در فرهنگ واژه های اوستا می خوانیم :

 

« کــَواتَ = قباد = کیغباد. کیغباد پایه گذار زنجیره ی پادشاهی کیانیان، او پسری داشت به نام  کـی اپـیـویـهـه که او نیز چهار پسر داشت به نـام های : کی آرش ، کی آرمین ، کی پـیـسـان و کی کـاووس. یشت ۱۳ - ۱۳۲.» ( فرهنگ واژه های اوستا. بهرامی، احسان. به یاری فریدون جنیدی. نشر بلخ. ص ۳۶۸)

 

 

** در فروردین یشت، کرده ی ۲۹ ، بند ۱۳۲ چنین می خوانیم :

 

۱۳۲

 

می ‌ستـایـیـم فروهر « كـی قبـادِ » پـیـرو راستی  را، می ‌ستـایـیـم فروهر « كی‌ اَپیوَه ِ» پیرو راستی را، می ‌ستـایـیـم  فروهر  « كی كـاووس ِ »  پیرو راستی را، می ‌ستـایـیـم فروهر « كی ‌آرش ِ » پیرو راستی را، می ‌ستـایـیـم  فروهر  « كی‌ پَشیـن  ِ»  پیرو  راستی  را، می‌ ستایـیـم  فروهر « كی ‌بیارَش ِ » پیرو راستی را، می‌ ستـایـیـم فروهر « كی ‌سیاوش ِ» پیرو راستی را، می ‌ستـایـیـم  فروهر « كیخسرو  ِ» پیرو راستی را.

 

 

** در نامه ها و نوشته های پهلوی نیز گزارش بایسته ای از کی قباد، این نخستین شاه کیانی به چشم نمی خورد تا بتوان از آن گزارشی در خور، در این یادداشت آورد. بر پایه ی گزارش های پراکنده در نوشته های پهلوی ، کوات، کودکی بود که وی را در گنجه ای ( صندوقچه ) چوبین نهاده و در آب رها کرده بودند . اوزو ( زاب - زو ) او را یافت ، به فرزند خواندگی پذیرفت و کواذ نام نهاد .

 

 

** به گزارش بخش سی و یکم از بندهش ، دودمان کیانیان چنین است :

 

کی کواذ پسری داشت به نام کی اپیوه . از کی اپیوه چهار فرزند به وجود آمد به ترتیب به نام های : کی اوس ( همان کیکاووس شاه نامه ) ، کی آرش ، کی پی سین و کی بیرش . از کی اوس سیاوش به وجود آمد و ازسیاوش کیخسرو ، اما دیگر شاهان نامور این سلسله از نسل کی پی سین هستند .

 

 

کی قباد در نوشته های فارسی :

 

 

از چگونگی پادشاهی کی قباد درنوشته های فارسی چندان گزارشی در دست نیست. تنها از تاریخ مسعودی ، ابوالفداء ابن اثیر ، حمزه اصفهانی ، صاحب مجمل تواریخ و تاریخ طبری گزارشات پراکنده ای در دست است. که اگر از ناهمسانی های بسیار اندکی که در میان آن ها است در گذریم، همه یکسان هستند . بر پایه گزارشات آمده در این نوشته ها : 

  پس از زاب ، در پارس ِ عجم پادشاهی بر تخت نشست که نام او کیقباد بود و از نوادگان منوچهر ، او پادشاهی با عدل و داد بود ، جهان را آباد کرد و شهر بلخ را پایتخت خود قرار داد . در زمان او جیحون حد میان ایرانیان و ترکان بود . سد سال سلطنت داشت و در زمان او یوشع ابن نوح و کالب بن یوفنا پیامبری کردند .

 

در دست ویرایش .................در دست ویرایش .................

 

کی قباد در شاهنامه :

 

بر پایه ی گزارش شاهنامه کیانیان پس از پیشدادیان به فرمان روایی می ‌رسند. نخستین پادشاه کیانی در شاهنامه ی فردوسی، کی قباد است. پایان کار کیانیان کشته ‌شدن دارا پسر داراب به دست اسکندر است.

 

** گزارش شاهنامه ( چاپ مسکو ) از چگونگی پادشاهی کی قباد را در این جا  پی بگیرید.

در دست ویرایش .................در دست ویرایش .................

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 21 دی1385ساعت 12:32  به خامه ی  میثم ارشدی  |