** امشاسپند شهریور، سومین امشاسپند پس از اورمزد و چهارمین ِامشاسپندان است. این امـشـاســپـنـد را در اوســتــا خـَشهتروئیریه و در فــارسـی  شهریور  گویند. از این امشاسپند در  اوستا سخن رفته است. 

 

 

** در فرهنگ واژه های اوستا در پی نوشت واژه ی وَ ئـیـریَ آمده است :

 

« ۱ - باب دل، خرسندی. هم آهنگی.

   ۲ - خواهش، آرزو.

   ۳ - به خود چیره. بی نیاز،  پایمند.

  ۴ - شهریور، یکی از فروزه های خداوندی و در مادی نگهبان ایوخشست ها ( فلز ها ) خشتهره وئیریه.

   ۵ - یک ایوخشست. فلز.

   ۶ - خشهتره وییریه = ماه ششم سال به نام شهریور.» ( فرهنگ واژه های اوستا. بهرامی، احسان. به یاری فریدون جنیدی. نشر بلخ. ص ۱۲۳۹.)

 

 

 ** در فرهنگ واژه های اوستا در پی نوشت واژه ی  خـَـشــَثْ رَ  آمده است :

 

« ۱ - پادشاهی، نیرومندی، فرمانروایی، شهریاری، نیروی سخت گیر.

   ۲ - شاه، فرمانروا.

  ۳ - چهارمین از هفت امشاسپند که نگهبان و پشتیبان تندرستی و ایوخشست ها ( فلز ها ) است.

  ۴ - شهریور ماه، ششمین ماه سال خورشیدی.» ( فرهنگ واژه های اوستا. بهرامی، احسان. به یاری فریدون جنیدی. نشر بلخ. ص ۴۲۴.)

 

 

 

** شهریور در جهان مینـُوی نماینده ی شهریاری ِ ایزدی و بهشتی ، فر و شُکـُوه مندی خداوند و شهریاری بی چون ِِ مزدا اهورا است و آن روزگاری است كه مردمان از روی انديشه ی نيك وخـِرَد ِ روشن خود آن شهریاری را برگزينند و با گفتار و كردار نيك ِ خویش، دست به دست هم داده و دل به دل ِ هم بسته و آن را پدید آورند. و در جهان خاکی پشتیبان و نگهبان سنگ ها و فلزها و دستگیر نیازمندان (به کار بردن ِ نیک دارایی- دستگیری از نیازمندان) است.

 

 

** واژه ی شهریوررا می توان با  کشور آرزو شده ( سلطنت مطلوب، مدینه ی فاضله ) برابر دانست. بسا در اوستا از شهریور، کشور جاودانی مزدا اهورا  ،سرزمین فنا ناپذیر و بهشت برین سخن رفته است؛ آن جا که جایگاه خود اهورا است و مردمان باید چنان زندگی کنند که پس از مرگ شایسته ی این فرمانروایی باشد.

 

 

** شهریور در روز پسین ( آخرت ) با جاری کردن فلز گداخته، همه ی مردمان را خواهد آزمود. از این رو است که در نوشته های دینی گفته می شود که خداوند به دست او مردمان را پاداش و پادافره ( مکافات ) می کند.

 

 

** در هات ۳۰، بند ۷ چنین گزارش شده است که : « کسی که به گوهر راستی و نیکی بگرود شهریور و بهمن و اردیبهشت و اسفند او را یاری و استواری دهند و در کوشش در راه راستی و بر انداختن دروغ،  پشت و پناه وی باشند چنان که در روز ِ پسین از آزمایش سرافراز بر آید و در برابر دروغ پرستان،  نخستین کسی باشد که به سوی بهشت جاودان گام بردارد.»

 

 

** بر پایه آموزه های زرتشتی، به دست آوردن یاری و خشنودی شهریور به هر کسی آن چنان توانایی اهورایی را می بخشد که دیگر هیچ چیز نمی تواند آن را از میان ببرد. از همین رو در جهان خاکی  نگهبانی فلزها به این امشاسپند داده شده، چرا که فلزها نیز هیچ گاه از بین نمی روند و آتش هر چقدر بر آن ها بیافروزد، سخت تر می شوند.

 

** ایزدان مهر، هوم، بُرز، اردوسیور آناهیتا، سوک ( ایزد همکار ماه که خواسته و سور می بخشد) از ایزدان همکار اویند.

 

** دشمن بنیادین شهریور، سـَوُروَه ( سَروَه / ساوول) است که همان شهریاری بد، ستمکاری و هرج و مرج و مستی است.

 

** در بند ۷ از هفتن یشت کوچک آمده است که هر گلی ویژه ی یکی از امشاسپندان است و شاه اسپرغم را از میان گیاهان، ویژه ی او دانسته است. در دنباله ی همان نوشتار آمده است :« از دین پیداست که هر اندام ِ مردمان از آن ِ مینـُوی است؛ جان و هر روشنی ِ با جان از آن اورمزد است، گوشت ( از آن ِ) بهمن، رگ و پی ( از آن ِ ) اردیبهشت، استخوان ( از آن ِ شهریور ) مغز (از آن ِ ) سپندارمذ، خون ( از آن ِ ) خورداد، و پشم و موی ( از آن ِ ) امردادند.»

 

 

** هنگامی که سوشیانس پیدا شود  تا بد کاران را سزا ( عقوبت ) کند و دین را بگستراند، سپاهی بر می انگیزد و به کارزار دیو آشموغی ( ا َهـَلـمـوغـی، دیو بدعت ) می رود. آن دیو به بالا و پایین زمین می دود و سر انجام  می گریزد و در سوراخی نهان می شود و امشاسپند شهریور بر آن سوراخ فلز گداخته می ریزد و او را بندی ( محبوس ) می کند تا سرانجام به دوزخ افتد.

 

 

** بر پایه گزارش نوشته های پهلوی : « خشنود کردن آهن گداخته این است که آهن دل چنان پاک بکند که اگر آهن گداخته بر آن نهند، نسوزد. آهن در گیتی، همان امشاسپند شهریور است. کسی که در گیتی آهن گداخته را خشنود کند، او را در جهان، خسروی است و بهشتِ روشنی هرمزد، خود او را بُود.»

 

 

** بر پایه دستور زبان اوستایی، واژه ی شهریور نرینه ( مذکر ) است.

 

 

 

جشن شهریورگان :

 

 

** شهریور‌روز از شهریورماه یا چهارمین روز این ماه، برابر است با جشن شهریورگان که امروزه از چگونگی برگزاری آیین‌ها ی آن آگاهی چندانی در دست نیست.

 

 

** جشن شهریورگان که از جمله ی جشن های آتش می باشد و در شهریور روز از شهریورماه برگزار می شود.

 

 

** از آن جا که این جشن به پادشاهان دادگر بستگی دارد و بر پایه ی باور ایرانیان باستان آنان نماینده ی شهریاری آسمانی بر روی زمین هستند، ایرانیان باستان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و دستگیری از نیازمندان، نزد پادشاه رفته و این جشن را شادباش می گفتند.

 

 

** ابو ریحان بیرونی در آثارالباقیه چنین آورده است: « شهریورماه که روز چهارم آن شهریور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم، جشن می باشد، آن را  شهریورگان گویند. معنی شهریور دوستی و آرزوست. شهریور فرشته ای است که به جواهر هفت گانه از قبیل طلا، نقره، مس، آهن و دیگر فلزات که برقراری صنعت و دوام دنیا و مردم به آن ها بستگی دارد، کارگزار (موکل) است. »

 

 

** بر پایه ی گزارش های کهن، هنگام جشن شهریورگان با زایش و مرگ دو کس ِ نامی ( معروف ) در سرگذشت ایران هم زمان است: زایش داراب و مرگ مانی.

 

خلف تبریزی در «برهان قاطع» (جلد سوم، ص ۱۳۱۶) از این روز به زادروز داراب نام می‌برد.

 

اما از سوی دیگر متون مانوی (متن ce   و p   به زبان پارتی) از این روز به روز جان‌باختن مانی یاد کرده‌اند: «(مانی) با شادی بزرگ و با خدایان روشنی‌ها و با نوای چنگ و سرود شادی پرواز کرد . . . و جاودان بماند به نزد خداوند اهورامزدا . . . چهار روز گذشته از شهریورماه، شهریورروز، روز دوشنبه، ساعت یازده، در استان خوزستان و به شهر بیلاباد (گندی شاپور)، که او پرواز کرد . . . به سوی سرای فروغ». آن گونه که از متون مانوی برمی‌آید، روز مرگ مانی در نزد مانویان یکی از بزرگترین جشن‌ها دانسته می‌شده و ظاهراّ به هنگام مرگ مانی این روز برابر با جشن «بِـما/ بِـمو» نیز بوده است. ( وامقی، ایرج، نوشته‌های مانی و مانویان، 1378، ص 290 تا 293؛ M. Boyce, Acta Iranica, No. 9)

 

 

** در روز جشن شهریورگان در ایران باستان ایرانیان پـس از آن که در بامداد به آتشکده می رفتند و اهورامزدا را ستایش می کردند، فلزهای کهنه را از انبارها بیرون می آورده و نو می نمودند و آن پس به شادی وپایکوبی می پرداختند

 

 

روز های نامی ( معروف ) در شهریور ماه :

 

 

** یكم شهریور/ اورمزد روز. جشن «فغدیه»، جشن خنك‌ شدن هوا در خوارزم كه «فغربه» هم گفته شده است.

 

** سوم شهریور/ اردیبهشت روز. جشن «کشمین»، جشنی ناشناخته در سُـغد باستان كه با بر پایی بازاری همگانی همراه بوده است.

 

** چهارم شهریور/ شهریور روز. جشن «شهریورگان»، جشنِ آتشی در ستایش و گرامیداشت «شهریور».

 

** هشتم شهریور/ دی به آذر روز. «خزان جشن»، هنگام جشن خزان كه از جشن‌های ویژه ی باستانی بوده و با سواركاری، چراغانی و آذین خانه ‌ها و آتش ‌افروزی بر بام ‌ها همراه می‌ شده است. برخی این جشن را در هجدهم شهریور (و گاه پانزدهم شهریور) دانسته‌اند. «جیمز موریه» در سفرنامه‌اش از آخرین كسانی است كه به برگزاری این جشن در شهر دماوند اشاره كرده است.

 

** پانزدهم شهریور/ دی به مهر روز. بازار همگانی دیگری در سُـغد و فرارود (ماوراءالنهر) باستان. همچنین گردیزی در «زین‌الاخبار» جشن خزان را در این می‌داند.

 

** سی و یكم شهریور/ روز زیادی. جشن پایان فصل تابستان و زمان گاهَنباری به نام «پَـتـْـیـه شَـهیم» در اوستایی «پَـئیتیش هَـهْـیـه» برابر با «پایان تابستان».