امشاسپندان - بهره ی ششم : امشاسپند خرداد
** امشاسپند خرداد، پنجمین امشاسپند پس از اورمزد و ششمین ِ امشاسپندان است. خرداد را در زبان اوستایی هـَـئـورْوَتْ و هـَـئـورْوَتـاتْ، پهلوی هوردات و خوردات و در فارسی خرداد گویند. او نماد پاکی، فروتنی، مهرورزی، عشق، یکدلی و پارسایی اهورامزدا است.
** امشاسپند خرداد ( رسایی ) و امرداد ( جاودانگی، امشاسپند مادینه ی دیگر) درگزارش های پهلوی و اوستا در کنار هم می آیند. این دو امشاسپند با آب و گیاه در پیوندد. در بارگاه ( ملکوت ) خداوند، تندرستی و زندگی جاودان به دست این دو امشاسپند، بهره ی مردمان خواهد شد.
** در فرهـنـگ واژه هـای اوستا در پـی نـوشـت واژه هـای هـَـئـورْوَتْ و هـَـئـورْوَتـاتْ، مـی خوانیم :
« ۱ - پـُری، سیری، رَسایی، هـَروسپی، فراوانی، تندرستی، آسایش، آسانی، آرامی، خوشبختی و بی مرگی.
۲ - هـَـئـورْوَتـاتْ = خرداد. ششمین امشاسپند از هفت امشاسپندان و نگهبان و پشتیبان تندرستی و آسایش و خوشبختی و آب ها و نیز سـَروَر ِ سال ها و ماه ها و روز ها است و همکاران او فروردین، تیر و باد هستند. او دشمن دیو تئورو می باشد.» ( فرهنگ واژه های اوستا. بهرامی، احسان. به یاری فریدون جنیدی. نشر بلخ. ص ۱۵۱۱.)
-
پیرامون برابر نخست این واژه در یسنا، هات ۵۸، بند ۷، می خوانیم :
۷
« ای آذر ِ آهوره مزدا !
ترا نماز می گذاریم.
به هنگام بزرگـترین آزمایش ِ ایزدی، به سوی ما آی و بخشش و شادمانی بزرگ - خـُرداد و امـُرداد - ما را ارزانی دار !.»
-
پیرامون برابر دوم این واژه در یسنا، هات ۱، بند ۲، می خوانیم :
۲
« نـُويد ِ [ ستايش ] می دهم.
ستايش به جای می آورم بهمن و اَرديبهشت و شهريور و سپَندارمَذ و خـُرداد و اَمرداد و گـِوُش تـَشـَنَ و گـوشوروَن و آذر ِ اهورامزدا ـ تـُخشاترين ِ اَمشاسپَندان ـ را.»
-
همچنین در یسنا، هات ۳، بند ۱، می خوانیم :
۱
« اینک به هاوَنگـاه، بَرسَم نهاده با زَور خورش ِ میَزد، خواستار ستایش خـُرداد و اَمرداد وشیر ِ خوشی دهنده ام؛ خشنودی اَهورهمزدا و اَمشاسپَندان را؛ خشنودی سُروش پارسایِ پاداش بخش ِ پیروز ِ گیتی افزای را.»
** بر پایه دستور زبان اوستایی، امشاسپند خرداد از امشاسپندان نرینه ( مذکر ) به شمار می آید.
** واژه اوستايی خورداد، در زبان سانسكريت و در ودا ها به گونه ی سـَئـورْوَتـاتْ آمده که برابر با رسايی و تندرستی است .
** در یشتها، تنها برای دو امشاسپند، اردیبهشت و خرداد، هر یک یشتی جداگانه آمده است. خرداد یشت در ستایش امشاسپند خرداد و چهارمین یشت از اوستا است و دریغا که آسیب زیادی دیده و بسیاری از واژه های آن از میان رفته و یا ناخوانا است. در آن چه از این یشت به جا مانده، در یازده بند، به یاد کردن از امشاسپندان به ویژه خرداد سفارش شده است. چون یاد آنان دیوان را دور میسازد و یاد خرداد، به ویژه دیو نسو (دیو فساد و گندیدگی) را می راند. در این یشت، به روشنی آمده که خداوند، یاری و رستگاری و رامش و نیک انجامی را از سوی امشاسپند خرداد به مرد ِ پاکدین می بخشد.
-
در خرداد یشت، بند ۱۰، میخوانیم :
۱۰
« برای فروغ و فرّش من او را، امشاسپند خرداد را با نماز بلند ( و) با زوهر می ستاییم، ما میستاییم امشاسپند خرداد را با هوم ِ آمیخته به شیر، با برسم، با زبان خرد، با پندار و گفتار و کردار، با زوهر و با سخنی شیوا.»
** نام امشاسپند خرداد ( رسایی ) و امرداد ( جاودانگی، امشاسپند مادینه ی دیگر) در بیشتر گزارش های پهلوی و در اوستا در کنار هم آمده اند. این دو امشاسپند با آب و گیاه پیوند دارند و در بارگـاه ( ملکـوت ) خداوند، تندرستی و زندگـی جـاودان بـه دست این دو امشاسپند بهره ی مردمان خواهد شد.
-
در يسنا، هات ۵۱، بند ۷، می خوانیم :
« ای مزدا! ای آن که زمين و آب و گياه را آفريدی !
مرا با سپندترين مينو ( ی ِ خـويش ) « رسـايـی » و « جـاودانـگــی » بـخـش و در پـرتو ِ « منش ِ نيک » توش و توان ( و ) پايداری ( ارزانی دار و ) از آموزش های خود بهره مند کن.»
-
و نیز در هرمزد یشت، بند ۲۵، می خوانیم :
« ای زَرتُشت !
این است بهمن آفریدهی من.
ای زَرتُشت !
این است اَردیبهشت آفریدهی من.
ای زَرتُشت !
این است شهریور آفریدهی من.
ای زَرتُشت !
این است سپَندارمَذ آفریدهی من.
ای زَرتُشت !
اینانند خـُرداد و اَمرداد، هردوان از آفریدگان من. اینان اَشـَوَنانی را که به دیگر سرای درآیند، پاداش بخشند.»
** در نامه ی پهلوی بندهشن درباره ی این امشاسپند آمده است :
« خرداد سـَروَر ِ سال ها و ماه ها و روزها است؛ ( و این ) از این روی است که او سرور همه است. او را آب مایملک دنیوی است. هستی، زایش و پرورش همه ی موجودات جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از اوست. چون اندر سال، ( اگر) نیک شاید زیستن، به سبب خرداد است... او که آب را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه، خرداد ( از او ) آسوده یا آزرده بود. او را همکار، تیر و باد و فروردین است.»
** ايزد اردوی سورا اناهيتا كه در ستاره اناهيتا ( ناهيد، زهره ) جای دارد ياور امشاسپند خرداد می باشد. از ياران ديگر خرداد در كنار آناهيتا، ايزد ايندروا ( ايزد باد ) و ايزد تيشتر ( باران ) می باشند. تيشتر در ستاره تير جای دارد و نماد باران است و ايزد باد، آورنده ی ابرها است. بر پایه گزارش های کهن، خرداد امشاسپند در روز ِ پسین ( قیامت ) و تازش اهريمن، آب را به ياری فـروهرها می فرستد.
** از دشمنان امشاسپند خرداد، ديو زاريچ ( تشنگی ) می باشد كه در دشمنی ورزيدن با خرداد، با ديو اپوشا همراهی می كند. پيشينيان ما بر اين باور بودند كه همه ساله در ماه تيرماه نبردی بين اپوشا و تيشتر در می گيرد، اپوشا شكست خورده و به ژرفای زمين فرو می رود. پس از اين شكست، در ماه ِ تير باران فروانی خواهد آمد.
ارج و گرامیداشت آب ها نزد ایرانیان کهن :
** بر پایه گزارش های کهن، امشاسپند خرداد نگهبان همه ی آبهای جهان دانسته شده است تا جایی که او را نگـهبان آب زهـدان زنان و نـطـفه ی مردان و پالاینده ی آن هـا می دانسته اند.
در ايران باستان، آب به اندازه ی آتش گرامی بوده و به آن به اندازه ی خون در تن مردمان ارج نهاده می شده است.
-
در این باره در دفتر پهلوی مينوی خرد می خوانیم :
« جريان آب در زمين چگونه است ؟
جريان آب در زمين چون جريان خون در تن مردمان است.»
-
در هفت يشت كوچك، بند ۱۲ آمده است :
« امشاسپند باز دارنده ی ديوان را می ستايم
آب مزدا آفريده را می ستايم.»
-
در هات ۷، يشت بزرگ، كرده ۴، بند ۳، می خوانیم:
« آب جوشنده از چشمه و گرد آمده ( در دريا و درياچه )
وآب روان را می ستايم. آب اهورايی،
( آب ِ ) خرمی بخش و خوشی دهنده را می ستايم.»
** تاریخ نويسان يونان مانند هرودوت در سده ی پنجم پيش از ميلاد و آگاسياس در سده ی ششم پيش از زایش مسيح، بر بسيار گرامی بودن آب در ايران گواهی داده اند. هردودت چنین گفته است :
« ايرانيان در ميان آب ادرار نمی كنند و در آن آب دهان نمی اندازند و در آب ِ ( روان ) دست نمی شويند و بر كسی كه آب را آلوده كند بر می تابند !.»
** بر پايه ی باورهای ايرانی، نـِسـا ( لاشه ی مردار) و هـيـرنـِسـا ( موی سر – ناخن – ادرار – آب دهان – مدفوع ) نمی بايست وارد آب شود.
« ايرانيان در آب روان خود را نمی شويند و در آن لاشه و مردار نمی افكنند. مردم هيركانی ( گرگانی ) به آب هايی كه از سنگ بيرون می آيد و چشم انداز زيبايی دارد ( چشمه ها ) زوهر ( قربانی ) پيشكش می كنند.»
** ايزد اردوی سورا اناهيتا كه در ستاره اناهيتا ( ناهيد، زهره ) جای دارد ياور امشاسپند خرداد می باشد. مادها و پارسها، هر دو گـروه ستاره ناهيد را ستايش می كردند و گـرامی می داشتند و ستايشگاه های فراوانی، برای اناهيتا پديد آوردند. ارزش آب در آن زمان به اندازهای بود كه در دوره اشكانيان، قباد را كه می خواست گرمابه هایی خزانه ای در كشور بسازد و امشاسپند خرداد را زير پا گذارد؛ با هم داتسيتانی بزرگان اشكانی، از تخت شاهنشاهی به پايين كشانده شد. قباد پس از آن كه بر يونانيان پيروز شده بود و شهر «آمد» را در دست گرفت، از گرمابه های آن جا ديدن كرد و از آن ها خوشش آمد و در بازگشت به ايران دستور داد در شهرهای ايران نيز، چنين چيزی بسازند. ولی چون اين كار، ناپاكی و آلودگی آب ها را در پی داشت و بيماري ها را بين مردم گسترش می داد، موبدان بلند پايه ی اشكانی را خشمگين نمود و آن ها او را كه امشاسپنداد خرداد را زير پا گذاشته بود از شاهنشاهی بر كنار كردند و فرزندش را به جای او نشاندند.
جشن خردادگان :
** روز ششم هر ماه به نام خرداد، امشاسپند مادینه ی گماشته ( موکل ) بر آب ها، نامیده میشود و ششم خرداد از ماه خرداد جشنی در ستایش از این امشاسپند برگزار میشود. این روز در گاه شماری امروزی برابر با چهارم خرداد است. از چگونگی برگزاری آیین های این جشن در ایران باستان، امروزه آگاهی چندانی در دست نیست.
** ايرانيان کهن در اين جشن به کنار چشمه ها و رودخانه ها و جويبار ها می رفتند وبه پايکوبی و شادی می پرداختند و خورداد يشت می خواندند.
** از ديگر آیین های اين جشن پوشيدن پوشاک نو، و یا بستن ِ بندی ابريشمین يا نو به دست بوده است که نشانی از پوشاک ِ نو به شمار می آید.