** امشاسپند امرداد، ششمین امشاسپند پس از اورمزد و هفتمین  ِ امشاسپندان است. امرداد را در زبان اوستایی ا َمـِر ِتـاتْ و در پهلوی  اَمـُرداد وامروزه در فارسی مـُرداد گویند. امرداد در اوستا، به ویژه  در گات ها پاژنامی ( صفتی ) است  برای اهورامزدا ، یعنی سرچشمه ی زوال ناپذیری و پایندگی خداوند است. همچنین مُرداد در باورهای ایرانی نگاهبان گیاهان و رستنی­ها به شمار می­رود.

 

** امشاسپند خرداد ( رسایی ) و امرداد ( جاودانگی )  درگزارش های پهلوی و اوستا در کنار هم می آیند. این دو امشاسپند با آب و گیاه در پیوندد. در بارگاه ( ملکوت ) خداوند، تندرستی و زندگی جاودان به دست این دو امشاسپند، بهره ی مردمان خواهد شد.

 

 

** امشاسپند امرداد جفت خرداد، امشاسپند نگهبان آب ها است. نام اين دو امشاسپند در بیشتر نوشته های اوستایی و پهلوی با هم ميی آيد که نماينده گان رويش و زندگی هستند.

 

** در فرهنگ واژه های اوستا و در پی نوشت واژه ی ا َمـِر ِتـاتْ می خوانیم :

« بی مرگی، جاودانگی. امرداد یکی از امشاسپندان است و نیروی نگهدارنده ی همه ی گیاهان و روییدنی ها و سبز شدنی ها و مرز ها و انباز جدایی ناپذیر امشاسپند هئورتات ( خرداد ) است.» ( فرهنگ واژه های اوستا. بهرامی، احسان. به یاری فریدون جنیدی. نشر بلخ. ص ۱۵۱۱.)

 

  • پیرامون این واژه در هفتن یشت، بند ۸ می خوانیم :

 

« ... سروران تقدّس را ما می ستاييم،

  امرتات امشاسپند را ما می ستاييم،

  گله ی پرواری را ما می ستاييم و مزرع گندم سودبخش را ما می ستاييم ... .»

 

 

  • پیرامون  این واژه در یسنا، هات ۵۸، بند ۷، می خوانیم :

۷

« ای آذر  ِ آهوره مزدا !
   ترا نماز می­ گذاریم.
  به هنگام بزرگـترین آزمایش ِ ایزدی، به سوی ما آی و بخشش و شادمانی بزرگ - خـُرداد 
و امـُرداد - ما را ارزانی دار !.»

 

  • پیرامون  این واژه در یسنا، هات ۱، بند ۲، می خوانیم :

۲

« نـُويد ِ [ ستايش ] می‌ دهم.
  ستايش به جای می‌ آورم بهمن و اَرديبهشت و شهريور و سپَندارمَذ و خـُرداد و اَمرداد و گـِوُش تـَشـَنَ و گـوشوروَن و آذر ِ اهورامزدا ـ تـُخشاترين  ِ اَمشاسپَندان ـ را.»

 

  • همچنین در یسنا، هات ۳، بند ۱، می خوانیم :

۱

« اینک به هاوَنگـاه، بَرسَم نهاده با زَور خورش  ِ میَزد، خواستار ستایش خـُرداد و اَمرداد  وشیر ِ خوشی دهنده‌ ام؛ خشنودی اَهوره‌مزدا و اَمشاسپَندان را؛ خشنودی سُروش پارسایِ پاداش بخش ِ  پیروز ِ گیتی افزای را.»

 

۲۵

«ای زَرتـُشت !
 این است بهمن آفریده ­ی من.
 ای زَرتـُشت !
 این است اَردیبهشت آفریده­ ی من.
 ای زَرتـُشت !
 این است شهریور آفریده ­ی من.
 ای زَرتـُشت !
 این است سپَندارمَذ آفریده­ ی من.
 ای زَرتـُشت !
 اینانند خـُرداد و اَمرداد، هردوان از آفریدگان من. اینان اَشَوَنانی را که به دیگر سرای درآیند، پاداش بخشند.»

 

** بر پایه دستور زبان اوستایی، امشاسپند امرداد از امشاسپندان مادینه ( مؤنث ) به شمار می آید.

 

** بر پایه گزارش دفتر پهلوی بندهشن، در بخش گزارش نبردی که بين آفريدگان نیک گيتی و اهريمن در افتاد،  پاسبانی گياهان را در برابر تازش اهريمن، امشاسپند امرداد به خويش پذيرفت :

 

« .... چهارم نبرد را گياه کرد. آن گاه که خشک بشد، امرداد امشاسپند، که گياه را خـُرد نرم کرد، با آبی که  تيشتر بستد، بياميخت. تيشتر آن آب را به همه ی زمين ببارانيد. بر همه ی ( زمين ) گياه چنان بِرُست که موی بر سر مردمان. از آن يک نوع ِ مايه ور، برای بازداشتن ده هزار بيماری که اهريمن بر ضد آفريدگان ساخت، ده هزار ( گونه گياه ) فراز رُست. از آن ده هزار، يکسد هزار گونه در گونه ی گياه فراز رُست. از آن همه تخم گياهان، درخت ِ بَس تـُخمه فراز آفريده شد. در دريای فرافکرد فراز رُست که همه گونه گياه را تخم بدان درخت است و از او می رويند. نزديک بدان درخت، درخت گوکَرَن آفريده شد، برای بازداشتن پيری  ِ بَد دَم. ياوری بسيار جهان ( را )  از او بود. اين نخستين نبرد را گياه با اهريمن کرد.»  

 

همین نکته در دفتر پهلوی گزيده ی زادسپرم نیز  آمده است :

 

« ( سپس ) از گـِرد آمدن تخم ( های گونه های گياهان ) درخت ِ همه تخمه ( يا بس تخمه ) را ميان ِ دريای فراخـكـرد بيافريد كه همه ی گونه ( های ) گياهان از او همی رويند و سيمرغ، آشيان بدو دارد.»

 

 

** در ادامه ی گزارش دفتر پهلوی بندهش، امرداد آفرینش ِ جانوران سودمند را نیز چنان می پذیرد که به هنگامی كه اهريمن بر گاو ِ يكتا آفريده یورش برد و او را نـَزار كرد، گاو بر پهلوی راست افتاد و مـُرد. به سبب ِ داشتن طبع گياهی، از اندام‌ های او ۵۵ نوع غـَله و ۱۲ نوع گياه شفا بخش روييدند. امرداد امشاسپند نطفه ی گاو را به ماه بـُرد و آن را با ماه پالود و به گونه ی نمونه‌ های گوناگون جانوران سودمند در آورد و جان در تن آن ها دميد که از آن میان در ايرانويج دو گاو به پدید آمدند، يكی نر و ديگری ماده و از جانوران سودمند، ۲۷۲ گونه در زمين پدید آمدند.

 

همین نکته در دفتر پهلوی گزيده ی زادسپرم نیز  آمده است :

 

« همچنين زمانی ( که ) اهريمن بر گاو ِ يكتا آفريده  (پيش نمونه ی جانوران روی زمين ) تازش برد و گاو درگذشت، امشاسپند امرداد، روشنی و زور را از تخم گاو برگرفت و به ماه برد. روشنی را ( كه ) در گاو بود به ماه ايزد بسپارد و به نگاهـبُدی، آن جا، آن تخم را به روشنی ماه بيالود و وی را به بس چهره ها بياراست و وی را دارای جان بكرد و از آن جا وی را فراز، به ايرانويج آفريد. نخست، دو جفت گاو نر و ماده، سپس ديگر گونه ها نيز تا به اندازه ی دويست و هشتاد و دو گونه، بر زمينی به درازای دو فرسنگ ِ كلان پديد آمدند.»

 

** بر پایه گزارش دفتر پهلوی بندهشن، رويش گياهان در جهان و افزايش رمه ی گوسفندان  نیز از امشاسپند امرداد است :

 

« به فـَرشـكـَرد ( روز رستاخيز ) نيز، انوشی ( بی ‌مرگی ) را از امرداد آرايند. اگر ( كسی ) گياه را رامش بخشد يا بيازارد، آن گاه امرداد ( از او ) آسوده يا آزرده بُوَد. او را همكار، ( ايزدان ) رَشـن، اشـتـاد و زامـيـاد بود.»

 

** بر پایه گزارش دفتر پهلوی بندهش پیرامون امشاسپند امرداد :

« ... كه هستی، زايش و پرورش همه موجودات از آن است و هم زمين را آبادانی از اوست.»

 

** در گزارش دفتر  پهلوی  بندهشن  پیرامون نگهبانی امشاسپند  امرداد  از گياهان چنين آمده :

« امرداد ِ بی مرگ، سَرور ِ گياهان ِ بی شمار است، زيرا او را ( به ) گيتی، گياه خويش است. گياهان را روياند و رمه ی گوسفندان را افزايد، زيرا همه ی آفريدگان از او خورند و زيست کنند. به فرشکرد ( روز رستاخیز )  نيز اَنوش ( بی مرگی )  را از امرداد آرايند. ( کسي ) که گياه را رامش بخشد يا بيازارد، آن گاه، امرداد (از) او آسوده يا آزرده بود. او را همکار رَشـن ( ايزد عدالت ) اَشـتـاد ( ايزد بانوی راستی و درستی ) و زامـيـاد ( ايزد زمين ) است.»

 

چنان که در این نکته در زراتشت نامه  در پذيره آمدن امرداد امشاسپندان آمده :

 

« چو گفتار خردادش آمد به سر       همان گـاه امـرداد شـد پيش تر

  سخن گفت درباره ی رستـنـی        کـه زرتشت گويد ابـا هر تنی

  نـبـايـد بـه بـيـداد کـردن تـبــاه        بـه بيهوده بر کندن از جايگـاه

  کزو راحت مردم و چارپاست        تبه کردن او، را نه راه خداست.»

 

** در گزارش دفتر  پهلوی سی روزه ی کوچک، پاسبانی امرداد امشاسپند از گياهان را ستايش شده است :

« امرداد امشاسپند را می ستايم.

 فراوانی رمه را می ستايم.

 افزونی جـُورد ِگان (غلات) را می ستايم.»

 

** بر پایه گزارش دفتر پهلوی  بندهشن :

« هر گـُلی از آن امشاسپندي است؛ که چـَمبک ( زنبق ) امرداد را ( است ).»

 

**  در پی بزرگداشتی كه زردشتيان برای اين امشاسپند و امشاسپند همراه او، خرداد، بجای می آورند، خوراك و نوشابه را در سكوت می خورند و می نوشند و با قاشق فلزی غذا می خورند تا در بزرگداشت و پاسداشت خرداد و امرداد هيچ ‌گونه كوتاهی نشده باشد.

 

  • در اوستا، در يسنا ۳۴، بندهای ۱۰ و ۱۱ آمده است :

 

« ای مزدا اهوره،

 در شهرياری مينـُوی تو،

 اينك رسايی (  خرداد ) و جاودانگی ( امرداد ) -دَهـِش های دوگانه ی تو - به صورت غذا در می آيند.» شايد مراد این نوشتار، به كار رفتن خرداد و امرداد به عنوان خوراكی و نوشيدنی جاودانگی باشد. در روايات پهلوی هم آمده است كه به هنگام فرشکرد ( روز رستاخیز )، جاودانگی  از امرداد فراهم خواهد آمد.

 

** بر پایه گزارش های پهلوی، امشاسپند امرداد به همراه امشاسپاد خرداد، جایگاه و کارکردی ویژه در زایش زردشت دارند. تن - گوهر زرتشت در جهان گیتایی، به اين دو امشاسپند، دو سرور گياهان و آب ها سپرده می شود. از آن سو، فـرَوَهـر زردشت نيز كه از بهشت آورده شده بود، در ساقه ی هومی ( گونه ای گياه مقدس) جای می گيرد. آن شاخه ی هوم را پوروشسب، پدر زردشت به راهنمايی بهمن امشاسپند می گيرد. دو امشاسپند خرداد و امرداد باعث می شوند تا ابرها باران فراوان و گرم فرو ريزند تا گاو و گوسفند و آدميان خوشنود شوند. بهمن و ارديبهشت، پوروشسب را بر آن می دارند تا شش گاو شيری سفيد را به چراگاه ببرد. ( پس از چـَرا ) گاوها با آن كه گوساله ای نزاييده بودند، پستان ها يشان پر از شير می شود. تن - گوهر زردشت از راه ِ گياهان ِ سيراب ِ از باران، در اين شير بود. پوروشسب گاوان شيرده را به خانه می راند تا همسرش، دوغدو، آن ها را بدوشد. پوروشسب ساقه هوم را می فشارد و آن را با شير می آميزد و خود و زنش آن را می نوشند. فـرّ زردشت هم پيش از اين، از سوی اهورا مزدا در وجود مادرش قرار گرفته بود. به اين گونه، فرّ و فروهر و تن - گوهر زردشت با تلاش بهمن و ارديبهشت و خرداد و امرداد و آفرينش های آنان در مادرش روی می دهد. در همین زمان شهريور و اسفند ( آسمان و زمين )، جایگاه اين رويداد بزرگ را آماده می سازند. بودن زردشت در اين جهان چنان سودمند و شفا بخش بود كه چون رشد يافت، آب ها و گياهان از نو رستند و رشد كردند و اهريمن از ترس گريخت.

 

**  بر پایه گزارش نوشته های دینی زرتشتیان، در جهان مينوی، جايگاه امشاسپند امرداد به همراه خرداد و سپندارمذ بر دست چپ هرمزد ( اهورامزدا ) و سه امشاسپند ديگر ( بهمن، ارديبهشت و شهريور ) بر دست راست اوست.

 

**  از آن جا كه در باور های زردشتی، هر نيروی اهورایی در جهان، نيرويی اهریمنی در برابر خود دارد، در برابر امشاسپندان و ايزدان هم سـَرديوان و ديوان هستند. سر ديوان ( كمالگان يا كماريگان ) سـَركردگان ِ ديوان هستند و در رده ی نخست ِ آفریدگان اهریمنی جای دارند. زَيْريز ( زَئـيـری ) ديو گرسنگی و دشمن امرداد است كه زهر می سازد. همچنان كه دو امشاسپند خرداد و امرداد در گزارش های اوستایی و پهلوی بیشتر يك جا و با هم ناميده می شوند، زيريز نيز بیشتر همراه با تـَيْريز ( تــَئـيـری ) سـَر ديو ِ تشنگی و دشمن ِ  امشاسپند خرداد نام برده می شود.

 

**  در گزارش  زراتشت نامه، از سفارشات امشاسپند امرداد به زرتشت چنین می خوانیم :  

 

« مردم رستنی ها را پاس دارند، آن ها را بيهوده برنكنند و تباه نكنند كه آسايش مردم و چهارپا از آن ها است.»

 

** ابوريحان بيرونی در   آثارالباقيه  پیرامون نگهبانی امشاسپند امرداد از گیاهان چنین آورده است :

« ... مرداد ماه که روز هفتم آن مرداد روز است و آن روز را به انگیزه ی پیش آمدن دو نام با هم ، جشن می گرفتند. معنای مرداد آن است که مرگ و نيستی نداشته باشد و مرداد فرشته ای ست که به حفظ گيتی و اقامه ی غذاها و دوايی که اصل آن نبات است و مزيد جوع و ضرر و امراض هستند موکل است.»

 

** خیام در نوروز نامه آورده است :

« مرداد ماه، يعنی خاک، داد ِ خويش بـِداد از بـَرها و ميوه ها ی پخته ( که ) در وی به کمال رسد، و نيز هوا در وی مانند غبار ِ خاک باشد و اين ماه، ميانه ی تابستان بود و قسمت او از آفتاب، مر برج اسد (را) باشد.»

 

 

** استرابون، گیتی شناس يونانی در گزارش های خد آورده است که ستایشکده های امرداد را در کاپادوکيه ی آسيای صغير ديده است.

 

زیارت پیر نارکی : 

 

 

** مراسم پیر نارکی از ۱۲ امرداد ماه تا ۱۶ امرداد  ماه هرسال و برای بزرگداشت این پیر برگزار می شود . به باور زرتشتیان،  پیر نارکی، همان ناز بانو عروس ِ فرمانروای پارس است که به هنگام  تازش  تازیان و در امرداد ماه به جایگاهی در ۵۸ کیلومتری غرب یزد در دامنه ی کوه بلندی به نام کوه تجنک نزدیک دره ی زنجیر، پناه می برد تا در امان باشد .

آیین های  پیر نارکی مانند پیر سبز چندان زیاد نیست و بیشتر به گونه ی گرد همایی است و در آن به یزشن ِ اهورا مزدا و پخش کردن نزورات مانند آش ، آبگوشتی که از قربانی تهیه شده و سیروک ( نانی شبیه پیراشکی که کمی بزرگ تر است ) پرداخته می شود.